هاشم کرونی

  کلوز آپ/ شیراز

***
(روز-خارجی)
وروسری رها در آسمان
کفشهای خسته ای که می دود دوان دوان
سیب نیم خورده ای رها میان جوی آب
چشمهای دختری گرسنه در پی اش روان
(کات)
بعد روسری که دستمال می شود
چارراه / شیشه/ دستمال/ بغض/ درد نان
دستهای کودکی به رنگ شهر دود نیز
واکس می زند به کفشهای دختری جوان
(کات)
بعد حجمهای آهنی صدای بوق
باز باز می شود دری به سوی لامکان
-:هی جیگر مسیر آخرت کجاس؟!
دختری که می رسد به انتهای داستان
(کات)
پاره های روسری میان جوی آب
هرچه می روم نمی رسم به آخرین پلان

/ 6 نظر / 10 بازدید

من نمی فهم این پاره های نوشته به چه دردی می خورد یه کم فکر کنید یه چیزی بنویسید که خودش ابتذال نباشه "-:هی جیگر مسیر آخرت کجاس؟!" بنظرتون این یعنی چی؟

هاشم کرونی

با سپاس از نظرتان. این بخش دیالوگ یک راننده تاکسی است. در یک فضای ریال که آن فرد نمیگوید خواهر کجا تشریف می برید. این کار را با کلیت و در ساختار ببینید لطفن

هاشم کرونی

ضمنن در همین مصراع یک کلمه جا افتاده : -:هی جیگر بگو مسیر آخرت کجاس؟! به هر حال از لطفتان ممنونم

یک دوست

باسلام میدانم نظر شما خیر است و می خواهید فضای جامعه را به تصویر شعر نزدیک کنید ولی بنظر بنده همانگونه که رهبر عزیز نیز به جناب معلم فرمودند اینگونه اشعار گرایش به ابتذال پیدا می کنند حرف حقیر این است که پرهیز از اینگونه شعر گفتن به صلاح نزدیک تر است موید و منصور باشید

سمیرا

دوست عزیز خیلی زیبا بود به نظر من شعر باید واقعیت را بگه هر چند که آن واقعیت ابتذال باشه به هر حال وجود داره

هاشم کرونی

از حسن ظنتان برای ژرهیز از ابتذال ممنونم اما تعریف ابتذال در هنر تفاوت دارد با آنچه ما فکر می کنیم البته من نمی دانم افتخار همکلامی با کدام عزیز را دارم اما جناب دوست حاصل نگفتن این معضلا در هنر 30 ساله اخیر چیست ؟ آیا بهترین راه حل مساله پاک کردن صورت مساله است؟ باز هم ممنونم