صادق کریمی

حکایت!
پر از حکایت دردیم و صبر عادت ماست

رفیق حضرت مرگیم و این سعادت ماست

 بپرس قامت شمشیرم از چه خم شده است ؟

جواب می دهد : این از سر ارادت ماست !

 چو تیغ خصم شود مُهر و دشت ، سجاده

نبرد پیش تو زیباترین عبادت ماست

 اراده گر بکنی کن ! جهان شود فیکون...

اگر که کشته شویم آن زمان ولادت ماست

 فدای یار شدن آرمان عاشق هاست

شکوه عشق همان قصه ی شهادت ماست...

/ 0 نظر / 14 بازدید