شب انگور

طرحي زده تبسم تلخش را از منتهي اليه دو چشم شور
اين زن همان زن است – زن عصيان – اين شب همان شب است – شب انگور –
مي بوسد و براي چه مي خندد؟ پيشاني مليح ستايش ها !
ماه کنشت و دير !مساء الخير ، يا ثامن البدور ! صباح النور
در هم شکسته سکر خراسان را رقصي که لهجه ي عربي دارد
کل مي زند براي تو ملک طوس ني مي زند براي تو نيشابور
اينک تويي که آن سوي اين ايوان لب بسته اي و رنگ نمي ريزي
طرحي بزن که گوش شياطين کر ، پلکي که چشم شور خدايان کور
طرحي بزن که گوش شياطين ... نه ، شيطان نه ، زن نه ، زن خبر تلخي است
کاين زن همان زن است – زن عصيان – وين شب همان شب است – شب انگور –

*سيد سلمان علوي

/ 3 نظر / 3 بازدید
سید محسن

به نام حضرت دوست . . . خدايا مرا ببخش و خلاصم كن . در درگاه تو در پيشگاه تو فرياد ميزنم كه اورا بيش خويش و همه دوست دارم . شايد خيلي ها به عشقم بخندند . اما مهم نيست . مهم اينست كه تو عشقم را و دوست داشتنم را دوست داري .زيرا عاشق بنده گانت هستي . و مهر آنان به يكديگر تورا شاد ميكند. همين مرا بس. . . . . . در پناه حضرت دوست

saba

سلام .واقعا پشت کارتون قابل تحسینه .همیشه میام میخونم اما گاهی کامنت دونیتون باز نمیشه که بخوام کامنت بذارم