چشم آهو

۱)دو تا، دوباره دو تا خط ؛ دو تا كه مي آيند

دو تا مسافر كرب و بلا كه مي آيند

دو تا كه دورتر از دور لانه ساخته اند

براي ديدنت اي آشنا كه مي آيند

براي دانه براي تنفس  خورشيد

به شوق توست، به صحن و سرا كه مي آيند

هميشه از پس آن گنبد طلايي رنگ

اسير چشم سياهت رها كه مي آيند

بمان كه نذر كنم پيش چشمت آهو را

غريب مثل خودت، بي صدا؛ كه مي آيند

مرا هميشه كبوتر ببين كبوتر جلد

يكي از آنهمه خط آن دو تا كه مي آيند

***

۲)مرا ببند مگر تو دعا نكردي كه . . .

به چشم هات مرا مبتلا نكردي كه . . .

تو مهربانتر از آني كه التماس كنم

كدام حاجتمان را دوا نكردي كه ؟! . . .

اگر چه سبز در اين سرزمين دخت كم است . . .

نگو براي من آتش به پا نكردي كه . . .

حريم توست اگر امن ماندن است اين واد

كدام معجره را با عصا نكردي كه ؟! . . .

چقدر خسته ام آهو شدن چقدر كم است

اسير چشم سياهت مرا نكردي كه

مرا اسير چه كردي به بند راضي كن

مرا ببند مگر تو دعا نكردي كه ؟

*سميه ترابي

/ 4 نظر / 4 بازدید
سيد محمد انجوی نژاد

سلام . وبلاگ رایحه وصال از انجمن شعر خواهران در سایت صحنه با بزرگترین بنر بعنوان یکی از وبلاگای برگزیده برای امروز معرفی شد . تبریک می گویم . آدرس صحنه : http://sahneh24.ir/Default.asp?category_id=6

حس اول

سلام بر رهپويان وصال هشدار که بيقراری آنقدر گرم پوئيدنتان نکند که کعبه ی مقصود را سنگ نشان بپنداريد حس اول بروز است ومنتظر حضور ونظر شما سرراه يک سری بزنيد وکمی خستگی در کنيد يا حق

حمزه صالحی

سلام دوستم بعد از چهار ماه به روز شدم ... با دو تا شعر فکر کنم فضای کارهام خيلی عوض شده باشه اگه وقتی بود و زحمتی نبود ، يه سری بزن و برام بنويس تا خودم رو دوباره لا به لای کلمه‌ها پيدا کنم ... من به نظر تو و همه دوستهام اعتقاد دارم و منتظرم که ... تو خانه ی کوچک شاعرانه‌های يک آه دم ببينمت قربانت حمزه

خهغارزلبيسزطظيشصب