فراخوان

 

2693-p35626.jpg


فراخوان آثار : داستان ، شعر ، متن ادبی ، گزارش ، خاطره ، دست نوشته


توضیحات بیشتر

/ 5 نظر / 9 بازدید
سید علیرضا شمس نیا

سلام وبلاگ خوبی دارید من نیز با مطلب مواظب ویروس گوگل باشید! در وبلاگ شـمـسـه منتظر پیام و نظرتان هستم .

يوسف رحيمي

تقديم به شهداي رهپويان وصال شيراز يه كاروان گل لاله ، تو موج شيون و ناله رفتن از اين خاك ، به سوي افلاك رنگ دلبر گرفتند ، تا خدا پر گرفتند اين شهيدا تا ابد برامون نور عينند هدية ما عاشقا به آقامون حسينند * يه عمريه كه شهادت ، به زير پرچم هيئت گفتگومونه ، آرزومونه شهادت عزت ماست ، شرف و غيرت ماست عمريه رهپويان وصال روي ياريم ما براي شهادت همه چشم انتظاريم * تا خون داريم تو رگامون ، بالا مياد تا صدامون غرق تاب و تب ، هر روز و هر شب از آقامون مي خونيم ، ما حسيني مي مونيم كوري چشم همه دشمناي ولايت سربلندن شيعه هاي علي تا قيامت

عشق آسمونی

بمب گذاری خوب نیست خشونته بده... [عصبانی] آثارشو میخواین چکار ولی من باعث بانی شو میخوام دوست دارم تکه تکه اش کنم.[خداحافظ]

m43

شنبه شب هیئتی خدایی بود حال ما حال نینوایی بود عشق،در چشم هر که میزد موج می پریدیم تا خدا ،تا اوج می گرفتیم ذکر یا زهرا می شکستیم در غم مولا می نشستیم از سر اخلاص میچکید از دو چشم ما الماس یا سخن از وصال میگفتیم یا به طور مثال میگفتیم: ای خدا یک نظر به هیئت کن قسمت جمع ما شهادت کن باز گویم سخن ز رهپویان از شهیدان و از سبک بالان یاوران حسین و خیروالنّاس سینه زنهای حضرت عباس از محمد جواد یاقوت و از رضایی مُلک ناسوت و از علی نصیری و جوکار از جواد علوی دلدار یاد سیّد غلام موسوی و یاد شورو نشاط مهدوی و یاد نوروزی و دل پر نور یادی از ان شهیده، قاسم پور من که یاد از علیرضا کردم یاد آن طفل با وفا کردم یاد عرفان 4 ساله کنم به رقیه ز را حواله کنم حرف دل با مروّجی گویم شاهچراغی تو را همی جویم این شهیدان که کعبه نورند هدیه های خدای منصورند با دعا و نیایش و صلوات گفته بودند رهروان،هیهات که اگر واقفیدو با ایمان اهل دینیدو مرد این میدان ما حسینی و محو احساسیم باده نوش دو دست عباسیم ما برات از حسین بگرفتیم پرده از شوروشین بگرفتیم ما چشیدیم طمع راز وصال ما که دیدیم کوکب اقبال دست

لاله

روحشان شاد باد اي كاش راجع به كساني كه مواد منفجره را كنار حسينيه گذاشته بودن همچنان تحقيق مي شد چون اگر اين مواد آنجا نبود تروريستها هم فرصتي پيدا نمي كردند و برادرانم را در كنار خودم مييافتم