نذر امام رضا (ع)

پلک خورشید به فرمان تو بر می خیزد
صبح ، از سمت خراسان تو بر می خیزد
نور ، هر صبح می افتد به در خانه ی تو
بعد از گوشه ی چشمان تو برمی خیزد
می کند مست ، ملائک را در حال سجود
عطر سبزی که از ایوان تو بر می خیزد
تا کسی زیر رواق تو دلش می گیرد
ابر می پیچد و باران تو بر می خیزد
با دل پاک کبوتر تو چه گفتی که هنوز
بال وا کرده پر افشان تو بر می خیزد
آخرین حلقه ی در های جهانی مولا !
درد می آید و در مان تو بر می خیزد
باز از مرو بیا ! تا که ببینی که چطور
ـ دل و دین باخته ـ ایران تو بر می خیزد
 سید محمد حسین ابوترابی از قروين

/ 5 نظر / 6 بازدید
آفتاب آّبی

این غزل منو دیوونه کرد ... / فقط دو نکته که خیی هم نیست۱. می کند مست ملایک/ را ... (یک سکته) حیف بود البته در غزل مدرن زیاد مشکل محسوب نمی شه ۲. عطر سبزی که /// از /// ایوان .بخاطر موسیقی دو هجای الف پشت سر هم و ... می تونست حرف ((ز)) بجای از بیاد که باز هم در غزل مدرن بخاطر ساختار خاص و منحصر به فردش می تونه مشکل محسوب نشه ... کار های شما واقعا عالی است ... من بی تعارف تحت تاثیر قرار می گیرم ...

گلناز مير حسيني

سردخونه همیشه جای مرده هاست اما...سردخانه ی شیشه ای بالاخره افتتاح شد،منتظرتم عزیز

فریده دهداران

سلام. سریع خواندم اما زیباست، خصوصا بیت دوم و چهارم... موفق باشید؛ هم شما هم شاعر.

حس اول

ميان اين همه اوباش يا امام رضا مواظب حرمت باش يا امام رضا سلام سری هم به ما بزنيد يا حق

م. ر. ت

سلام. ايام ميلاد حضرت مهدی مبارک باد. ما و شما و آقای قزوه ندارد...مخلص شما و ايشان هستيم.