رايحه وصال

وابسته به کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز

مشکل

با دست های سرد تو پيوند آسان نيست

بايد فراموشت کنم، هر چند آسان نيست

اينجا کبوتر با کبوتر، باز هم با باز

پرواز مرغ زخمی و دربند آسان نيست

وقتی که چشم اندازها را مه بپوشاند

آری برای چشم هم لبخند آسان نيست

در طول راه من پر از سنگ است شيرين، آه

فرهاد اگر چه کوه را بر کند، آسان نيست

گفتم تو سردی، تا خودم دلگرم تر باشم

آخر تو را می خواستم، گفتند آسان نيست

 

بيت اول: نويد غزلی روان می دهد، ضمن اين که قافيه تا حدودی تازه است و رديف نادر. اما از عهده آن برآمدن مشکل، نه آسان!

بيت دوم: مصرع ها جواب هم نيستند

بيت سوم: عالی

بيت چهارم: با توجه ارتباط کلمات، و علی رغم آن بيت چهارم پيوند محکمی ندارد.  

 

شعر : ندا هدايتی

نقد : دکتر غلامرضا کافی 

 

نويسنده: سعیدی راد

چهارشنبه، 9 دى 1383، ساعت 21:12

سلام. با بيت اول منم موافقم. شروع خوبی دارد./ برای بيت دوم ضرب المثل زيبا جا نيفتاده است. مضافا که با مصرع بعد هم محکم چفت نشده است./ مصرع اول بيت سوم هم عالی است اما باز مشکل ارتباط با مصرع بعدش را دارد./ در بيت چهارم. "طول" اضافه است و خود راه طول را هم در خود نهفته دارد. البته مشکل اصلی اين بيت رديف است که جا نيفتاده است./ بيت آخر با اينکه میتواند بيت خوبی است ولی انگار مصرع آخر عيب معنايی دارد.

E-mail:  arsaeedirad@yahoo.com

URL:  saeedirad.parsiblog.com

 

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ دی ۱۳۸۳
تگ ها :