رايحه وصال

وابسته به کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز

روی موج سکوت (۳)

تقديم به بانوي هميشه آئينه حضرت زهرا (س)‌

 

 

استغاثه

 

يگانه مرهم دلم !

سكوت چشمهاي تو

به وقت ضربه هاي سرد زندگي

بزرگي تو را به دوش مي كشند

نگاه تو

به وسعت تمام هستي من است

دليل آفرينش زمين و آسمان

من استغاثه مي كنم به تو و ذكر مي كنم

سي و چهار مرتبه

بزرگي خداي فاطمه

سي و سه مرتبه

ستايش رضاي او

سي و سه مرتبه

منزه است كردگار فاطمه

 

فاطمه جولايی

 

 

گوهر بي نشانه 

 

خاتون صبر و صلابت حس كرده ام گلشن تو

هرچند پيدا نكردم آثاري از مدفن تو

 

وقتي حريصان دنيا باغ فدك را ربودند

كوبنده بود و حماسي آن خطبه ي روشن تو

 

لاي در و ميخ ديوار پرپر شدي ياسمينم

صدها گل ارغواني روئيده روي تن تو

 

آن شب خدا گريه مي كرد بر بستري از شقايق

اما نيامد صدايي يك لحظه از شيون تو

 

اين خانه معراج عشق است پروانه هايش ملائك

اي واي من شعله ور شد آن سوي در مأمن تو

 

در هم شكستي شب درد پشت زنان مدينه

با گفته هايي كه پر بود از نفرت دشمن تو

 

پروانه وش پر كشيدي آن شب ز بام غريبي

در ابتداي عروجت آمد خدا ديدن تو

 

آهسته مي گريم اين جا اي گوهر بي نشانه

مي چينم از دشت غربت يك خوشه از خرمن تو

 

يا فاطمه ! من غريبم در دشتي از بي كسي ها

درمانده و بي پناهم دست من و دامن تو

 

فاطمه فاضلی

 

 

شروع

 

هر جا كه شب تمام شود . . . ابتداي توست

خورشيد سهم كوچكي از روشناي توست

 

گفتي : “ تمام هستي ام ، از عشق شهپري است ”

اين بال هم به وسعت پروازهاي توست

 

بانو غزل ! به خاطر اين دل نمي ببار

بارارن ، حضور ممتد و بي انتهاي توست

 

بانو غزل ! تمام خودم را شكسته ام

راهي كه من گزيده امش . . . جاي پاي توست

 

از پا نشستن است نصيب صبوري ام

مي دانم ايستاده شكستن براي توست

 

هرگز نفس به گرد حضورت نمي رسد

اين هيمنه ، حضور رفيع و رهاي توست

شب ،

  شعله ،

     شوق ،

        عشق ،

           شهامت

              و . . . نقطه چين

                  اين ها همه شروعِ منِ مبتلايِ توست

 

مريم هاشمی

 

 منتظر نظرات ارزنده شما هستيم

 

 

yaass_110 

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٢
تگ ها :