رايحه وصال

وابسته به کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز

 

مشخصه های يک غزل (۴)

 

۶- غزل اجتماعی : بعد از شکل گيری انقلاب مشروطه شعر بيش از پيش به عرصه اجتماع گام نهاد و شاعران مسائل و معضلات سياسی – اجتماعی را به زبان شعر به گوش مردم رساندند. بنابراين نقطه عطف شعر اجتماعی (که غزل را نيز شامل می شود) دوره مشروطه است. البته غزل اجتماعی را در آثار حافظ، سعدی و . . . می توان يافت. از جمله حافظ :

 

ياری اندر کس نمی بينم ياران را چه شد؟

دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد؟

 

در دوره انقلاب اسلامی نيز غزل اجتماعی رشد و شکوفائی چشمگيری داشته است و غزل هائی که به هشت سال دفاع مقدس ، امام (ره) و . . . پرداخته اند از اين نوع هستند.

نمونه ای از غزل اجتماعی از عارف قزوينی (دوره مشروطه) را می خوانيد:

 

ناله مرغ اسير اين همه بهر وطن است

مسلک مرغ گرفتار قفس همچو من است

همت از باد سحر می طلبم گر ببرد

خبر از من به رفيقی که به طرف چمن است

فکری، ای هموطنان در ره آزادی خويش

بنمائيد که هر کس نکند مثل من است

خانه ای کو شود از دست عجانب آباد

ز اشک ويران کنش آن خانه که بيت الحزن است

جامه ای کو نشود غرق خون بهر وطن

بدر آن جامه که ننگ تن و کم از وطن است

آنکس را که در اين ملک، سليمان کرديم

ملت امروز يقين کرد که او اهريمن است

همه اشراف به وصلت خوش همچو خسرو

رنجبر در غم هجران تو چون کوهکن است    

 

ادامه دارد . . .

 

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۳
تگ ها :