



تو را اي حلقه اتصال رسالت و امامت
اي مدار و محور ولايت و
اي قطب عصمت و طهارت با ((ياس)) مي شناسم...و با ((يس))
با گلاب و اشك و آب
با درد و بردباري،
با شعب ابي طالب
با دستان كوچكي كه تيمار زخمهاي پدر بود
با ((يريدالله ليذهب عنكم الرجس . . .))
با آيت ((هل اتي)) و ((طه)) و ((يطعمون الطعام علي حبه . . .))
با (( انا اعطيناك الكوثر )) و ((لااسئلكم عليه اجراً . . .))
با كوچه هاي مدينه
با دفاع از شوي و مولايت . . . اي مدافع حريم ولايت!
با پهلوي كبود و شكسته
با صورت نيلي و سيلي نامردان
با ((در))ي شكسته و سوخته
با دو سه ماه سوگواري پدر و پيامر
تو را با هيجده بهار مي شناسم، آن هجده بهاري كه منت خدا بر آسمانها و زمين بود و هر چه حيات و طراوت در خلقت و كائنات است ريزه خوار همان هجده بهار است و آن هجده بهار اگر بهار بود كه هست بهاران ديگر را طفيلي آن مي شمارم . . .
تو بوسه پيامبر هستي بر ملكوت مجسم در زمين.
Yaass_a110
برچسب ها :
