



اي بهاري ترين شعر پرواز ، اي غزل پاره ي زندگاني
التهاب نفس هاي شاعر ، واژه ي تازه ي مهرباني
خوشه هاي نگاهت چه سبزند،در شب تيره ي چشم هايم
رنگ چشمان تو خاطرم هست، يادي از روزگار جواني
بوي خورشيد مي خيزد از تو، نم نم تابش اشتياقم
اي تو ديباچه ي خاطراتم، با تو هر لحظه ام جاوداني
قد كشيدم به پهناي عشقت، عاشقانه ترين لفظ خورشيد
راز دار نگاه من و شب، سينه ي توست اي آسماني
اي پرستوي تنهاي شعرم، دوست دارم تو را عاشقانه
فاش مي گويمت خوب خوبم، بهترين مادر مادراني
اين شعر كامل است و شاعر پيام خود را در پنج بيت به مخاطب رسانده است زبان شعر نو است و تصاوير نسبتاً تازه اند و شايد تنها ايراد ظاهري آن در مصرع اول بيت دوم باشد : ((... شب تيره شبهايم )) اين تركيب هر چند تازه است ولي تيره بودن صفت شب است و آوردن ((شب تيره )) تركيب زيبايي نيست و شب به تنهايي بار معنايي تيرگي را به دوش مي كشد.
يكي از نكاتي كه در زيبايي يك شعر كلاسيك مؤثر است رديف و قافيه هاي تازه است. و در شعر هايي كه رديف ندارند بار زيبايي شعر را قافيه ها يدك مي كشند شعر لفظ خورشيد در عين كامل بودن از داشتن قافيه هاي بكر و تازه بي بهره است.
شعر از :سميه شريفي
نقد : آقای سعيدی راد
yaass_110
برچسب ها :
