رايحه وصال

وابسته به کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز

لفظ خورشيد

 

اي بهاري ترين شعر پرواز ، اي غزل پاره ي زندگاني

التهاب نفس هاي شاعر ، واژه ي تازه ي مهرباني

 

خوشه هاي نگاهت چه سبزند،در شب تيره ي چشم هايم

رنگ چشمان تو خاطرم هست، يادي از روزگار جواني

 

بوي خورشيد مي خيزد از تو، نم نم تابش اشتياقم

اي تو ديباچه ي خاطراتم، با تو هر لحظه ام جاوداني

 

قد كشيدم به پهناي عشقت، عاشقانه ترين لفظ خورشيد

راز دار نگاه من و شب، سينه ي توست اي آسماني

 

اي پرستوي تنهاي شعرم، دوست دارم تو را عاشقانه

فاش مي گويمت خوب خوبم، بهترين مادر مادراني

 

اين شعر كامل است و شاعر پيام خود را در پنج بيت به مخاطب رسانده است زبان شعر نو است و تصاوير نسبتاً تازه اند و شايد تنها ايراد ظاهري آن در مصرع اول بيت دوم باشد :  ((... شب تيره شبهايم )) اين تركيب هر چند تازه است ولي تيره بودن صفت شب است و آوردن ((شب تيره )) تركيب زيبايي نيست و شب به تنهايي بار معنايي تيرگي را به دوش مي كشد.

يكي از نكاتي كه در زيبايي يك شعر كلاسيك مؤثر است رديف و قافيه هاي تازه است. و در شعر هايي كه رديف ندارند بار زيبايي شعر را قافيه ها يدك مي كشند شعر لفظ خورشيد در عين كامل بودن از داشتن قافيه هاي بكر و تازه بي بهره است.

 

شعر از :سميه شريفي

نقد : آقای سعيدی راد

yaass_110

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۳
تگ ها :