رايحه وصال

وابسته به کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز

پرنيان پرواز

 

 

پنجره

پنج دري هاي مه آلود

پرنيان آغوش آغوش

خواب و روسري

خيالت خوابم مي كند

خاطرة خداحافظ و فلسفة عشق

 

نيامده رفته بودي

نورباران سجاده ات

سرخ مي خنديد

گلهاي روسري ام

سبد سبد

پر

پر پرِ

پرواز مي شوند

سمت تمام عاشقانه ها

 

نرفته آمده بودي كنار همين پنج دري

ـ مادر سلام

مهران مهران رود رودت خيس خاكريزهاي مهران برگشته باشد شايد !

سين سجاده سرخ است

لاي لاي لاله ها

آواي يارب يارب

منم جمع اين “ سلام ”

شكسته به آواز ياس ها

كمي دير

كجاي اين لبخند وامانده اي عزيز ؟1

 

نشاني خدا خوابت نمي كند

تا

شعله شعله شلمچه

شايستة كدام ضريح

شراره مي كشد

اللهم لك لبيك . . .

خوابم تكه تكة فكه شده باشد شايد

نور مي بارد سجاده ات

تسبيح چفيه اي چال شده در نور

پلاكت چندمين پاتك پنجره است ؟!

گُر

گُر مي گيرد گل هاي پنجره

شعله شعله شرر مي ريزد

شراب شراره هاي شلمچه را

آويزان خاطره اي سوخته بر بال چفيه مي سوزد

پلاكي تا رمز

يا زهرا (س)

 

قاصدك قاصدك آمده بودي

معطر اسپند

بر بالهاي كبوتر كبوتر شقايق

كنار همين پنج دري

روي سجادة سپيد سلام

شاخة ياس بوي مادر مي دهد شايد

كه آمده اي ، رفته است !

خاطرة خداحافظ و عطر كندر و اسپند

اشكبارانِ ياس

قاصدك

كبوتر

 

         خيالتان خوابم مي كند

                 آغوش آغوش پرنيان پرواز . . .

مريم اسمعيل نژاد

yaass_110

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸۳
تگ ها :