رايحه وصال

وابسته به کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز

بحث هفته : شعر سپيد و ابعاد آن

مجري بحث : مريم اسمعيل نژاد شيرازي

 

گذري بر گارگاه :

                           با توجه به محدوديتهايي كه شعر كلاسيك دارد بايستي واژه ها طوري در كنار هم قرار گيرند كه كاملاً در وزن  بوده و با خواندن كلمه، كلمات قبل نيز صحيح ادا شوند.

برخي از كلمات كه در وزن درست جاي نگرفته اند با ديدة اغماض ناديده گرفته مي شوند اما به جز در موارد استثناء نمي توان به راحتي از اين مسئله عبور كرد.

با سريع خواندن كلمه يا برعكس كشش بيجا در اداي واژه ها اين ايراد پنهان نخواهد شد. . . .

 

در انتخاب قافيه بايد وسواس بيشتري به خرج داد به طوريكه اگر يكه واژه را براي قافيه شعرمان در نظر گرفتيم اين قافيه تغيير ناپذير باشد يا حداقل به نحوي انتخاب شود كه به راحتي نتوان آن را برداشت و قافية ديگري سر جاي آن گذاشت.

به طور مثال در شعر ً بوي غريب ً از خانم مليحه جلالي از اعضاء خوب انجمن توجه كنيد :

در لحظه سبز حرم ما را دعا كن

سر بند يا زهراييم را يا رضا كن

. . .

 

شش گوشه اينجا كربلايي است

يك گوشه از دل را ضريح كربلا كن

 

ً كربلا ً را نمي توان برداشت و جاي آن چيز ديگري گذاشت . . .

 

گذري بر بحث :

                      با توجه به اينكه بحث شعر سپيد بسيار وسيع است و در حد چند دقيقه صحبت نمي گنجد بايستي گفت مرور مي كنيم بر چند فاكتور اصلي :

با تجربه هايي كه تا به حال از اساتيد شعر و ادبيات آموخته ام، برآوردم چنين است :

شعر سپيد ديرينه چنداني ندارد و با بررسي هاي مختلف مواردي را در شعر سپيد شاهديم كه مي توان گفت از عناصر سپيد است :

     -  موسيقی

     -  ايجاز

     -  ابهام

     -  آزادی در انتخاب واژه ها و محدود نبودن واژه ها در بطن شعر

و . . .

برخي از دوستان اهل سپيد تصور مي كنند صرفاً با حذف فعل و جابه جايي كلمات سپيد مي گويند اما نبايد، هميت شعر سپيد را با ساختارها و مضايين ضعيف و من درآورد زير سئوال برد تا آنجا كه اين تصور شيوع پيدا كند كه هر كس را شعر كلاسيك توانايي گفتن نيست از ناچاري سپيد مي گويد.

yaass_110

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٢
تگ ها :