معرفی سایت




نويسندگان
صفحات جانبي
امکانات جانبی
خالی نمانده است شب از کربلا هنوز
برنيزه می برند مگر ماه را هنوز؟
بر پشت کودکان که در اين هوای گرم
- مانده ست زخم کهنه شلاق ها هنوز؟
بی تو اگر به کرب و بلايت نمی رسد
پيغمبران خون تو را رد پا هنوز...
- عمريست عاشقانه به اين فکر می کنم
زينب چگونه می رود اين راه را هنوز؟!
اين آتش از کدام جگر آب می خورد؟
اينگونه سرخ، مانده در اين نينوا هنوز
رفتی و هيچوقت نگفتی که دخترت
در شام تيره منتظرت مانده تا هنوز
گويی که چرخ از حرکت ايستاده است
يا مانده در بقيع دل شيرها هنوز
.....
گودال قتلگاه تو چاه مدينه است؟
فرياد توست بر لب شير خدا هنوز؟
بر خيز ای حسين و ببين خواهر تو را
از خويش برده ناله ی واغربتا هنوز
بر خيز تا ببينی از اين دشت پر بلا
خواهم گرفت زخم تو را خون بها هنوز
بر خيز ای برادر زينب که قرن هاست
خالی نمانده است شب از کربلا هنوز
سميه ترابی
برچسب ها :
ارسال در تاريخ دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٢ توسط رهپويان وصال yaass_a110
نظرات شما ()
