رايحه وصال

وابسته به کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز

خالی نمانده است.....

 

خالی نمانده است شب از کربلا هنوز

برنيزه می برند مگر ماه را هنوز؟

بر پشت کودکان که در اين هوای گرم

- مانده ست زخم کهنه شلاق ها هنوز؟

بی تو اگر به کرب و بلايت نمی رسد

پيغمبران خون تو را رد پا هنوز...

- عمريست عاشقانه به اين فکر می کنم

زينب چگونه می رود اين راه را هنوز؟!

اين آتش از کدام جگر آب می خورد؟

اينگونه سرخ، مانده در اين نينوا هنوز

رفتی و هيچوقت نگفتی که دخترت

در شام تيره منتظرت مانده تا هنوز

گويی که چرخ از حرکت ايستاده است

يا مانده در بقيع دل شيرها هنوز

.....

گودال قتلگاه تو چاه مدينه است؟

فرياد توست بر لب شير خدا هنوز؟

بر خيز ای حسين و ببين خواهر تو را

از خويش برده ناله ی واغربتا هنوز

بر خيز تا ببينی از اين دشت پر بلا

خواهم گرفت زخم تو را خون بها هنوز

بر خيز ای برادر زينب که قرن هاست

خالی نمانده است شب از کربلا هنوز

 

سميه ترابی

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ٤:٢۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٢
تگ ها :