رايحه وصال

وابسته به کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز

 


شرمنده کدام نگاه است دخترت؟

ای کاش مرده بود و نمی ديد بی سرت

کاش ای بسيط عاطفه ، هرگز نمی شديم

شرمنده هزار گلستان پرپرت

تا رستخيز چشم تو پر، باز می کند

روزی هزار بار نگاه کبوترت

انگار رفته ای و زمين مرده است سالها

صد بار کشته اند مرا مثل مادرت

دارد دلم ، برای خودم، تنگ می شود

آخر تو کيستی؟ که نکردند باورت

ای کاش بعد از اينهمه می شد جواب داد

اين سرنوشت سرخ چه کرده ست با سرت؟!



سميه ترابی




yaass_057   
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ آذر ۱۳۸٢
تگ ها :