رايحه وصال

وابسته به کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز

خوانش یک شعر

شعری از سرکار خانم قصدی، نقد و نظر از محمود گرجی

۳-

"برای تو شعر می گویم

             پدرم پاره شان می کند

                      تو سر تکان می دهی

                             مادرم لبخند می زند

برای مادرم شعر می گویم

                         تو آفرین می گویی

                                مادرم نمی شنود

                                     پدرم سرتکان می دهد

و من بازهم برای مادرم

شعرهای تو را می گویم. "

 

از 5 شعر کوتاهی که ایشان با عنوان "چند کوتاه"در وبلاگ گذاشته اند کار شمارۀ 3 را بیشتر پسندیدم. این شعر، یک کار کاملا هنری ، زیبا و قوی است. که از سه بخش با 4 مخاطب و 10 سطر تشکیل شده . شعر آغازی هنری ، و پایانی کاملا هنری تر و قوی دارد. و یک نمایشنامۀ هنری کوتاه و برشی معنادار از زندگی است.و می توان آنرا نوعی مونولوگ هم تعبیر کرد.کوتاهی سطر ها از نقاط برجستۀ کار است و و ریتم و ضرباهنگ و حرکت ، نقش شخصیت ها را مشخص، زیبا و حس آمیز می کند. است.حتی تعداد واژگان بلندترین سطرها بیش از ۳ - ۴ واژه نیست. این کوتاهی ،باعث انتقال مناسب حس و تصویر شخصیتها به مخاطب می شود. ضمن آنکه شعر در تصویر سازی نیز قوی است:پدر ، شخصیتی تند ،خشن و با واکنش است که با پاره کردن شعر ، و در بخشی دیگر با سر تکان دادن ، شخصیتی منفی، و فعال تصویر می شود. مادر با همان روحیات مادرانه، آرامش بخشی و زنانگی، در واکنش به کار پدر ،لبخند می زند و این لبخند در کنار واکنش تند پدر، شعر را متعادل و دارای بالانس کرده است.

شاعر در گریز از رفتار پدر ،به لبخند مادر پناه می برد. از سویی ، نه پدر شعر را  می شنود ، نه مادر. نه اینکه ناشنوا هستند، بلکه به عوالم شاعری و با دنیای شاعر بیگانه اند.

پاره کردن شعر، سر تکان دادنها، مصادیق مناسبی از این بیگانگی است. برای همین ،شعر( بخوانید شاعر) خیلی آرام در گریز از مخاطب پدر ، به مخاطب مادر، و سپس معشوق می غلتد. لبخند مادر و پناه دادن به شاعربرای شعر خوانی، با پیش فرض "مادر بودن" تفسیر می شود نه آشنایی با شعر و روحیات شاعر. ضمن آنکه او نیز تقابل خود با پدر و دنیای مردان را در وجود دختر و رابطۀ اش با پدر معنا کرده است و گویی خود اوست که از مردان می گریزد.

 جایگزینی و انتقال مخاطب از " تو" به "پدر" و سپس به " مادر " و در نهایت بازگشت به " تو" _ مخاطب اصلی شاعر_ بسیار عالی ، ظریف و مناسب صورت گرفته است. شعر، که با مخاطب " تو" آغاز می شود با همان مخاطب نیز به پایان می رسد و شعر کامل می شود. اگر چه در بخش پایانی، " تو" مخاطب مستقیم نیست، با کمی دقت در می یابیم که چون شاعر، شعرهای "تو" را برای مادر می خواند، گویا با مخاطب نهانی اش " تو " = معشوق ،سخن می گوید و مخاطبش اوست.

از نظر توزیع جنسیتی ،حضور 2 زن ، و 2 مرد ، شعر را در نگاه اول ، متعادل نشان می دهد اما در ورای این تعادل ،ارائۀ تصویری خاص از پدر، و واکنشهای او از یک سو، و تنهایی و خلوت دو نفرۀ مادر با دختر و مراسم شعر خوانی آنها از سوی دیگر، کفه را به نفع زن ، سنگین می کند.حتی اگر سایۀ حضور " تو" را در آن مراسم و اجتماع دو نفره متصور شویم ، باز هم فقط یک سایه است.

 نشانی:

 )http://mahmood-gorji.blogfa.com/post-25.aspx(

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٩ امرداد ۱۳۸٩
تگ ها : نقد و نظر