معرفی سایت




نويسندگان
صفحات جانبي
امکانات جانبی
شروع
* فرحناز کامران محمدی
هر جا که شب تمام شود . . . ابتدای توست
خورشید سهم کوچکی از روشنای توست
گفتی : تمام هستی ام ، از عشق شهپری است
این بال هم به وسعت پروازهای توست
بانو غزل ! به خاطر این دل نمی ببار
بارارن ، حضور ممتد و بی انتهای توست
بانو غزل ! تمام خودم را شکسته ام
راهی که من گزیده امش . . . جای پای توست
از پا نشستن است نصیب صبوری ام
می دانم ایستاده شکستن برای توست
هرگز نفس به گرد حضورت نمی رسد
این هیمنه ، حضور رفیع و رهای توست
شب ،
شعله ،
شوق ،
عشق ،
شهامت
و . . . نقطه چین
این ها همه شروعِ منِ مبتلایِ توست
برچسب ها :
ارسال در تاريخ یکشنبه ٢ تیر ۱۳۸٧ توسط رهپويان وصال yaass_a110
نظرات شما ()
