رايحه وصال

وابسته به کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز

سلام آقا...

آقا سلام
امروز دلم هواتون رو كرده . مي خواستم باهاتون حرف بزنم. مي دونم كه احتياج به نوشتن نيست ولي اينجوري به دل خودم بيشتر ميشينه.
دوست دارم داد بزنم . دوست دارم همه بدونن دوستت دارم ولي چه فايده من بي جنبه، زودي گرفتار ريا مي شم. لعنت به من كه حتي اختيار دل خودم رو هم ندارم.
آقا جون يه جمعه ديگه مونده. مي گن تو يكي از جمعه هاي ماه رمضون مياي. آقا دعا كن همين جمعه باشه. بالاخره دل تو پاكتر از منه، شايد خدا دعاي تو رو قبول كرد. مي دونم ارزش ندارم خودت رو برام خسته كني ولي خوب مطئن هم هستم كه بزرگواري تو خيلي بيشتر از اين حرفاست. خودت و كرمت! اگه خواستي آسمونيم كن. باشه!
آقا جون حواست به رهبرم هم باشه. نكنه يه وقت دلش بگيره! تو رو خدا هواشو داشته باش.
آقا قربونت برم دلم واسه خودم تنگ شده. من كوچولو، همون كه پاك و بي گناه توي قنداق سفيد آروم خوابيده بود. همون كه با آسمون فاصله اي نداشت. همون كه يه روزي فكر مي كرد تا شهادتش خيلي نمونده. همون كه اول هر كارش يه يا زهرا مي گفت. همون كه... همون كه... ه ه ه ه ..

من رو به خودم برگردون...

*به قلم زهرا آراسته نیا

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٦
تگ ها :