معرفی سایت




نويسندگان
صفحات جانبي
امکانات جانبی
از دور دست حادثه پيدا که می شود
ديگر پرنده نيست محيا که می شود
با اينکه روی شاخه نشستن گناه نيست
بايد سفر کنيم به آنجا که می شود
ديگر مگو که راه به بيراهه برده ايم
رفتن هماره قسمت آنها که می شود
ما را دلی ست می تپد از شوق ديدنت
ما را دلی ست مست تماشا که می شود...
در شهر ما که هيچ پرستوی عاشقی...
با اينهمه ! شکارچی از ما که می شود...
قدری زبان درازتر از شعرهای پيش
قدری نهنگ باش به دريا که می شود
بی مهر مادرانه گندم چه می کنيم؟
دستان سالخورده بابا که می شود
نان می خوريم نان که از آتش هنوز گرم
ما را غمی ست همسفر ما که می شود؟
سميه ترابی
yaass_057
برچسب ها :
ديگر پرنده نيست محيا که می شود
با اينکه روی شاخه نشستن گناه نيست
بايد سفر کنيم به آنجا که می شود
ديگر مگو که راه به بيراهه برده ايم
رفتن هماره قسمت آنها که می شود
ما را دلی ست می تپد از شوق ديدنت
ما را دلی ست مست تماشا که می شود...
در شهر ما که هيچ پرستوی عاشقی...
با اينهمه ! شکارچی از ما که می شود...
قدری زبان درازتر از شعرهای پيش
قدری نهنگ باش به دريا که می شود
بی مهر مادرانه گندم چه می کنيم؟
دستان سالخورده بابا که می شود
نان می خوريم نان که از آتش هنوز گرم
ما را غمی ست همسفر ما که می شود؟
سميه ترابی
yaass_057
برچسب ها :
ارسال در تاريخ چهارشنبه ٢۱ آبان ۱۳۸٢ توسط رهپويان وصال yaass_a110
نظرات شما ()
