رايحه وصال

وابسته به کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز

ازدور دست حادثه...پيدا ...که می شود؟!

از دور دست حادثه پيدا که می شود

ديگر پرنده نيست محيا که می شود

با اينکه روی شاخه نشستن گناه نيست

بايد سفر کنيم به آنجا که می شود

ديگر مگو که راه به بيراهه برده ايم

رفتن هماره قسمت آنها که می شود

ما را دلی ست می تپد از شوق ديدنت

ما را دلی ست مست تماشا که می شود...

در شهر ما که هيچ پرستوی عاشقی...

با اينهمه ! شکارچی از ما که می شود...

قدری زبان درازتر از شعرهای پيش

قدری نهنگ باش به دريا که می شود

بی مهر مادرانه گندم چه می کنيم؟

دستان سالخورده بابا که می شود

نان می خوريم نان که از آتش هنوز گرم

ما را غمی ست همسفر ما که می شود؟

سميه ترابی



yaass_057   
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۱ آبان ۱۳۸٢
تگ ها :