رايحه وصال

وابسته به کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز

ضمانت آهو

ممكن كه نيست آبي دريا كشيدنت
بايد به قدر تشنگي
اما چشيدنت

حتي عقاب‌ها به تماشا نشسته‌اند
مـانند آسـمان به هواي پريدنت

دستان باد پيش قدمهات بسته‌است
پاهاي رود، ماتِ به مقصد رسيدنت

تضمين نسل گل قدمت مي‌پراكند
مثل نسيم، خاطره دارد وزيدنت

آقا! روايت است كه آهوي خسته‌اي
روزي گرفت گوشه‌ی دامان ديدنت

اين خاك، سهم غربت ما بي‌پناه‌هاست
با قصـه ضمانـت آهـو شنيـدنت

تقدير اگر چه تلخ، ولي آقتاب عشق
اينگونه خواست از شب مشهد دميدنت

دستي به جام بردي و دستي به زلف يار
لا جرعه بود لَختِ جگر سر كشيدنت

يوسف جمال داشت ولي ما دلي كه ترد
قيمت شكست موقع ما را خريدنت
امیر رجبعلی زاده
- كاشان

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ آذر ۱۳۸٥
تگ ها :