رايحه وصال

وابسته به کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز

شعری از الهام ديداريان

چقدر پاره ی آتش ! چقدر طاق حریر

به ارث برده تنت از صلات ظهر کویر

فقط شرارت شیطان و سحر ساحره هاست

که جا گرفته در این مهره های مشکی سیر

میان موی تو با شب شباهتی ست که باد

برای پرسه زدن مانده با خودش درگیر

چه سرنوشت قشنگی خدا رقم زد تا

همیشه در تو شوم بوته بوته بوته اسیر

خودی نشان بده تا باز بعد این همه سال

دلش به آب بیفتد قنات خاکی پیر

تو را که سوژه ی نقاش های دنیایی

خدا شبیه خودش می کشید در تصویر

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٥
تگ ها :