معرفی سایت




نويسندگان
صفحات جانبي
امکانات جانبی
ميريخت آن شب كُنجِ سنگر، قطره قطره
خون سپيدِ يك كبوتر، قطره قطره
آن شب، نه! مدتهاست دارد پيكر تو
ميريزد از چشمانِ مادر، قطره قطره
باران ميآيد عطر نامت را بكارد
بر برگهاي ياسِ پَرپَر، قطره قطره
باران ميآيد داغِ تلخت را بريزد
بر شانههاي تُردِ خواهر، قطره قطره
باران ميآيد نيستي، باران ميآيد
از شاخههاي آن صنوبر، قطره قطره
باران ميآيد هم چنان نام تو جاري است
از گوشهي چشمانِ مادر، قطره قطره
¡طاهره رستميبرچسب ها :
ارسال در تاريخ سهشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٥ توسط رهپويان وصال yaass_a110
نظرات شما ()
