رايحه وصال

وابسته به کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز

 

بيت :

بيت كم ترين مقدار شعر و به عبارت ديگر واحد شعر است. اگر شاعر مقصود خود را تنها در يك بيت بيان كند به آن بيت ((فرد)) مي گويند. نمونه از بيت :

 باغبان گر پنج روزي صحبت گل بايدش 

بر جفاي خار هجران صبر بلبل بايدش

 

مصراع :

هر بيت شامل دو قسمت است هر يك از اين بخش ها، ((مصراع)) نام دارد. كمترين مقدار سخن موزون يك مصراع است.

 

وزن :

شما با شنيدن هر يك از مصراع ها، آهنگ خاص را حس مي كنيد. كه آن را در يك جمله معمولي نمي يابيد اين آهنگ كه در تمام مصراع ها يكسان است همان وزن شعر است. وزني كه در هر يك از مصراع ها احساس مي شود، تابع نظمي است كه در چگونگي قرار گرفتن كلمات آن مصراع وجود دارد ، به گونه اي كه اگر مصراع كلمه اي حذف شود يا جاي كلمه يا كلماتي تغيير كند، آن وزن نخستين احساس نخواهد شد براي مثال اگر در بيت:

 باغبان گر پنج روزي صحبت گل بايدش

بر جفاي خار هجران صبر بلبل بايدش

كلمه ((باغبان)) را حذف كنيم و بخوانيم:

 گر پنج روزي صحبت گل بايدش 

بر جفاي خار هجران صبر بلبل بايدش

به خوبي احساس مي كنيم كه در وزن شعر خلل يافته است و يا اگر در جمله ي، بر جفاي خار هجران صبر بلبل بايدش جملة (( در جفاي خار هجران)) را از مصراع دوم برداريم كه در اين حال، وزن و آهنگ پيشين را احساس نخواهيم كرد.

شاعر براي بيان يا انتقال عاطفه ي خود به ديگران و متأثر ساختن آن ها از زبان كمك مي گيرد اما زبان را به صورت معمول به كار نمي برد، بلكه براي بيان مقصود خويش واژه هايي را بر مي گزيند كه با قرار گرفتن در كنار هم آهنگي خاص را پديد آورند. اين آهنگ خاص را (( وزن )) مي گويند.  

 

عاطفه :

عاطفه حالاتي چون اندوه، شادي، اميد و يأس، حيرت و تعجب است كه حادثه ها در ذهن شاعر ايجاد مي كنند و او مي كوشد كه اين حالت ها و تأثرات ناشي از رويدادها را آن چنان كه خود احساس كرده است به ديگران منتقل كند. اساسي ترين عامل پيدايي شعر عاطفه است.

علاوه بر عاطفه و وزن(آهنگ) دو عامل ديگر در تأثير گذاري شعر مؤثرند. اين دو عامل 1- تخيل و 2- زبان اند.

 

تخيل :

تخيل همان تصرف شاعر در طبيعت است كه به آفرينش (صور) خيال ( تشبيه، استعاره، مجاز و كنايه ) مي انجامند. انشاء الله در بحثهاي بعد با اين موارد آشنا خواهيم شد.

 

زبان :

زبان نيز مجموعه اي از واژگان و جمله هايي است كه يك شاعر به كار مي گيرد. زبان، شعر شاعران را از يك ديگر متمايز مي سازد.

 

رديف :

به پايان مصراع اول شعر و مصراع هاي زوج شعر زير بنگريد.

 

اي ساربان آهسته رو كا رام جانم مي رود

وان دل كه با خود داشتم با دلستانم مي رود

من مانده ام مهجور از او بيچاره و رنجور از او

گويي كه نيشي دور از او، در استخوانم مي رود

گفتم به نيرنگ و فسون، پنهان كنم ريش درون

پنهان نمي ماند كه خون بر آستانم مي رود

                                                   (سعدي)

 

واژه (مي رود) به صورت يك كلمه ي مستقل و به يك معني در پايان همه ي آن ها تكرار شده است. اين واژه ((رديف)) نام دارد. رديف مي تواند يك يا چند واژه ، يا يك جمله باشد كه رديف دارد.

رديف از ويژگي هاي شعر سنتي فارسي است و در ادب هيچ زباني تا آن جا كه آگاهي داريم به گستردگي شعر فارسي نيست و از قديم ترين ايام تا روزگار ما در شعر فارسي به كار رفته است.

رديف در پايان هر بيت تكرار مي شود و اين تكرار، بر تأثير موسيقياي آن مي افزايد. تكرار و اشتراك لفظي ناشي از (رديف) در انسجام شعر مؤثر است و مانند قافيه تداعي معني را ممكن مي سازد.

 

منتظر نظرات و پيشنهادات سازنده شما هستيم  

 

yaass_110

 

        

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٢
تگ ها :