معرفی سایت




نويسندگان
صفحات جانبي
امکانات جانبی
*عبدالجبار كاكايي
كی بود كی بود از اول ، روز و شبو جدا كرد
ماه و ستاره ها رو تو آسمون رها كرد
كی بود رو شونه ی كوه ترمه ی توری انداخت
از دل ابر تيره برف بلوری انداخت
كی بود كی بود از اول خاك زمين ُ گل كرد
اين برهوت خشكُ دوزخ اهل دل كرد
كی بود كه آسمونو تو چشم آدما ريخت
به گنبد بلندش ، ستاره ها رو آويخت
كی بود كی بود از اول تو دريا كشتی انداخت
تو چار ديوار دنيا مرغ بهشتی انداخت
كی بود كه آدما رو از آسمون رها كرد
بال فرشته ها رو از تنشون جدا كرد
ستاره آی ستاره ، شب زمين سياهه
چراغ آسمون شو تا فردا خيلی راهه
ما كه اسير شهر آهن و سنگ و دوديم
كاشكی همه بدونيم يه روز فرشته بوديم
برچسب ها :
ارسال در تاريخ یکشنبه ٢٩ امرداد ۱۳۸٥ توسط رهپويان وصال yaass_a110
نظرات شما ()
