رايحه وصال

وابسته به کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز

يه روز فرشته بوديم!

*عبدالجبار كاكايي

كی بود كی بود از اول ، روز و شبو جدا كرد

ماه و ستاره ها رو تو آسمون رها كرد

كی بود رو شونه ی كوه ترمه ی توری انداخت

از دل ابر تيره برف بلوری انداخت

كی بود كی بود از اول خاك زمين ُ گل كرد

اين برهوت خشكُ دوزخ اهل دل كرد

كی بود كه آسمونو تو چشم آدما ريخت

به گنبد بلندش ، ستاره ها رو آويخت

كی بود كی بود از اول تو دريا كشتی انداخت

تو چار ديوار دنيا مرغ بهشتی انداخت

كی بود كه آدما رو از آسمون رها كرد

بال فرشته ها رو از تنشون جدا كرد

ستاره آی ستاره ، شب زمين سياهه

چراغ آسمون شو تا فردا خيلی راهه

ما كه اسير شهر آهن و سنگ و دوديم

كاشكی همه بدونيم يه روز فرشته بوديم

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ امرداد ۱۳۸٥
تگ ها :