رايحه وصال

وابسته به کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز

فریبا یوسفی

در پاسخ به قرآن سوزی:

آتش زنید یا بکشیدش به خاک و خون

او وعده داده است که انّا لحافظون

دست پلید کفر به قرآن نمی‌رسد

زیرا که "لایمسّه الا المطهرون" 

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸٩
تگ ها :

 

عید سعید فطر بر شما مبارک باد!

fetr

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸٩
تگ ها :

«دوبال تا ملکوت»

فهیمه بافنده
«دوبال تا ملکوت» عنوان دفتر شعری است سروده محسن حسن زاده لیله کوهی، که چاپ سوم آن در شمارگان 1000 نسخه توسط انتشارات تکا (توسعه کتاب ایران) در قطع رقعی و با قیمت 2100 تومان منتشر شده است.
لیله کوهی سال 1350 در روستای لیله کوه از شهرستان لنگرود به دنیا آمد.ایشان در راستای فعالیت های هنری مدتی ریاست انجمن ادبی کوثر حرم مطهر حضرت معصومه(س) را در مقبره پروین اعتصامی و انجمن ادبی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی قم برعهده داشته است و ضمن عضویت در هیات مدیره و تدریس در انجمن شعر و قصه قم به شرح مثنوی معنوی، شرح دیوان بیدل، شرح دیوان حافظ، شرح دیوان حزین لاهیجی و... پرداخته و در این خصوص آثاری از ایشان منتشر شده است که در زمره آنها دو دفتر شعر با نام های «بال های به خون نشسته من» و «فریادهای خسته» نیز به چشم می خورد.
در مجموعه شعر «دوبال تاملکوت» شاهد نگاه و بینش مذهبی و عرفانی شاعر به زندگی و خاطرات گذشته و حوادث پیش رویمان هستیم. یکی از عواملی که درعصر حاضر احساسات پرشورو خالص شعرای متعهد و آگاه انقلابی را به غلیان وامی دارد یادآوری خاطرات جنگ و هشت سال دفاع مقدس است که در تمام ابعاد و حواشی خود درخور توجه و تأمل است. تأمل و تفکر در این وادی خود دفتری از قصه های پرغصه را پیش روی مخاطب می گشاید. غصه فراموش شدن ارزش ها و دستاوردهای بی مثل ومثال این دوران میمون و مبارک که درک حقیقت این مهم جز برای اهالی کوی این دیار دشوار و غیرممکن است؛ امروزه گنجینه عظیم ارزشها و دستاوردهای ارزشمند این نبرد حق علیه باطل مورد هجوم ددمنشانی قرار گرفته است که با یادآوری و تداوم آن دستاوردهاو ارزشهای متعالی مقاصد و اهداف شوم آنها با خطر روبرو می شود. از این رو یک هنرمند متعهد و انقلابی خود را در این شرایط مسئول می داند تا با اسلحه قلم با زبان ها و بیان های مختلف این دل نگرانی و تشویش درونی رابه گوش مخاطب رسانده و پرده از خواب غفلت بزداید.از ین رو در این اثر در کنار نجواهای عارفانه و عاشقانه شاعر شاهد این تلنگرها و تذکرهای بخردانه می باشیم.
لیله کوهی در ابتدای دفترش نجوایی عارفانه با حضرت حق سرمی دهد و احساسات لطیف و مقدس شاعرانه اش را نثار کوی حضرت دوست نموده است:
ای بهتر از بهار که هستی گواه توست
هرسو که عقل می نگرد جلوه گاه توست
شب با تمام وسعت عرفانی اش هنوز
در امتداد قصه چشم سیاه توست
ما را ببر به سمت افق های دور دست
آن جا که صبح پرده نشین نگاه توست
سروده های این مجموعه را غزل ها، غزل وار ه ها، مثنوی ها، غزل مثنوی، چهارپاره ها، رباعی ها، دوبیتی و نوسروده ها تشکیل می دهند.در بخش نخستین این دفتر که شامل غزلیات شاعر می باشد، کشف های تصویری، نکته یابی ها و موشکافی های شاعرانه نمود خاصی یافته است چنانچه خواننده شعر را در لذتی توأم با شگفتی و شگفتی توام با لذت فرومی برد و بیشتر این لذت و شگفتی حاصل آشنایی زدایی ها و تداعی های خاص شاعرانه است. به عنوان نمونه دراین ابیات شاهد این هنرنمایی هامی باشیم:
پای سکوت باغچه ها سبز می شوم
پشت نگاه پنجره ها حرف می زنم
فانوس های یخ زده را شرح می دهم
پروانه های سوخته را حرف می زنم
....
من آهنگ غزل را از لب شمشیر می نوشم
مرا ای زخمه زن، از زخم خنجر می هراسانی؟!
نام کتاب نیز برگرفته از دومین غزل این دفتر است که این گونه شروع می شود:
تنها دو بال تا ملکوت خدا شدن
این سهم ماست از تب و تاب رها شدن
در کوچه های رنگ و ریا سایه زیستن
بعد از غروب، مثل عدم، بی ریا شدن
یکی از شاخصه های شعر جاندار وجود استعارات، تشبیهات و تشخیص های بدیع، تازه و نو است که خونی تازه در کالبد شعر تزریق می کند و بر ارزش ساختاری و محتوایی اثر می افزاید. در این اثر نیز شاعر با بهره گیری از استعارات و تشبیهاتی مستحکم و استوار و دلنشین اشعارش را پرمغز و محتواتر نموده است:
شیونم را بشنوید ای از قفس آزادها
بوی غربت می دهند این آخرین فریادها
من به خود می پیچم اینجا و در آن سو جغدها
جشن می گیرند در کنج خراب آبادها
له شدن در زیر پای آهوان آسان تر است
از چنین پرپر شدن در رهگذار بادها
جای تو خالی ست ای آهوی وحشی، کاشکی
شرم می کردند از آن چشم ها، صیادها
گرچه زخم خنجر آن دوست، زخمی کهنه است
تا ابد تازه ست زخم کتف من در یادها
بخش دیگری از کتاب که به غزل واره های شاعر اختصاص یافته است دارای مضامین غنایی و تغزلی است که رنگ و بوی مذهبی و ولایی نیز از آن به مشام می رسد. لیله کوهی در این غزل واره هایش اشعار خود را با ابیاتی غنایی و عاشقانه آغاز می کند و از قصه دیرینه لیلی و مجنون و شیرین و فرهاد الهام می پذیرد و غزل خوان و شادی کنان آهوی خیال را راهی دیار دوست می کند و در پایان میزبان دریای رحمت و واسطه فیض حضرت حق، شاه خراسان حضرت امام رضا(ع) می شود:
امشب ای مطرب نوایی ساز کن با یاد ما
پیش از آن کز خاطر مستان رود فریاد ما
بارها از بوسه لیلی و شان شیرین تر است
داستان دلکش مجنونی فرهاد ما
بس که ما را در خیال آهوان بوییده است
دام بر راه خراسان می نهد صیاد ما
در سحرگاه قیامت میزبان رحمت است
هر که یک شب میهمان شد در خراب آباد ما
لیله کوهی در قالب مثنوی نیز طبع آزمایی نموده است و اولین مثنوی خود را در مدح و ستایش سید و سالار شهیدان امام حسین(ع) و دیگر ستارگان زمینی سروده است و به نجوا و گفتگو با آنها می پردازد دیگر مثنویهای این دفتر نیز سرشار از مضامین و اندیشه های گهربار دینی و مذهبی می باشد که شاعر با بهره گیری لحن پرطنین حماسی، واژگانی عارفانه را به خدمت گرفته و با کلامی پرسوز و گداز عشق و ارادت و بی قراری خویش را به آستان جانان و اهالی کوی یار تقدیم می دارد.
راز ماندگاری هر اثر ادبی پشتوانه فکری و اندیشه و تأملات هنرمند است که درآن اثر تعبیه شده است، هرچه اندیشه پخته تر، والاتر و صیقل خورده تر باشد آن اثر ادبی دلنشین تر، جذاب تر و پرمخاطب تر خواهد بود. معلومات تاریخی، فرهنگی و مذهبی شاعر در این زمینه بسیار کارساز بوده و نقش مهمی دارد. چنانچه تلمیح به نکات و آموزه های عرفانی، تاریخی و قرآنی در این اشعار مخصوصاً در چهارپاره ای با این سرآغاز «ای باربد غبار ز رخ بزدای» گواه این مطلب است مضامین چهار پاره های این دفتر غنایی و تغزلی است که شاعر توصیفاتی زیبا و دلکش از طبیعت و نظام هستی رابه تصویر کشیده است. در این اشعار لیله کوهی از ترکیباتی چون: «بنفشه کبود، شاخه های یخ زده زیتون، موسم لبخند، باغچه هستی، دل کویری دریا، چشمه سار لب، شقایق رخان لاله سرشت و...» استفاده نموده است.
بخش پایانی این دفتر نیز باعنوان نو سروده ها دربرگیرنده اشعاری با مضامین ملی و میهنی است که شاعر در وصف دلاورمردیها و رشادتهای فرزندان بی همتای ایران زمین و قداست و پاکی این دیار دلیران و خطه شیران سروده است.

منبع : روزنامه کیهان دوشنبه 15 شهریور 1389- شماره 19734

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٩
تگ ها :

یا علی (ع) مدد!

نجف

یا علی ما کوفی نیستیم. دستمان را بگیر!

نجف

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ شهریور ۱۳۸٩
تگ ها :

سعید بیابانکی

بیا که آینه ی روزگار ، زنگاری است
بیا که زخم زبان های دوستان کاری است

به انتظار نشستن در این زمانه ی یاس
برای منتظران چاره نیست ناچاری است

به ما مخند اگر شعرهای ساده ی ما
قبول طبع شما نیست کوچه بازاری است

چه قاب ها و چه تندیس های زرینی
گرفته ایم به نامت که کنج انباری است !

نیامدی که کپرهای ما کلنگی بود
کنون بیا که بناهایمان طلاکاری است

به این خوشیم که یک شب به نامتان شادیم
تمام سال اگر کارمان عزاداری است

نه این که جمعه فقط صبح زود بیدارند
که کار منتظرانت همیشه بیداری است

به قول خواجه ی ما در هوای طره ی تو
" چه جای دم زدن نافه های تاتاری است "

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ شهریور ۱۳۸٩
تگ ها :