رايحه وصال

وابسته به کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز

هاشم کرونی

  کلوز آپ/ شیراز

***
(روز-خارجی)
وروسری رها در آسمان
کفشهای خسته ای که می دود دوان دوان
سیب نیم خورده ای رها میان جوی آب
چشمهای دختری گرسنه در پی اش روان
(کات)
بعد روسری که دستمال می شود
چارراه / شیشه/ دستمال/ بغض/ درد نان
دستهای کودکی به رنگ شهر دود نیز
واکس می زند به کفشهای دختری جوان
(کات)
بعد حجمهای آهنی صدای بوق
باز باز می شود دری به سوی لامکان
-:هی جیگر مسیر آخرت کجاس؟!
دختری که می رسد به انتهای داستان
(کات)
پاره های روسری میان جوی آب
هرچه می روم نمی رسم به آخرین پلان

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٦
تگ ها :

احمد عزیزی

  *با آرزوی شفای عاجل احمد عزیزی شعری از ایشان در وصف سلطان طوس تقدیم می شود.

ای ز لبت غنچه ریز، طبع در افشان من
وی به سر زلف تو، شانه لرزان من

گر تو نباشی به ناز، سر تجلی طـــراز!
مصرع برجسته نیست، بر سر دیوان من

انجمن آرای حسن، رونق انجـــــــم شکست
بر سر مجلس نشست، ماه درخشان من

زخم زلیخا مزن بر دل یعقوب ما
مصر ملاحت تو راست، یوسف کنعان من

برق بهاری ز شوق، عکس تجلی گرفت
در بر بادام دوست ، پسته خندان من

تا تو قدم می زدی بر لب حوض نظر
وه ! چه گلی می شکفت از سر ایوان من

نان غلامان دهید ! شام ندیمان نهید !
آمده آن شاه حسن، سر زده بر خوان من

بی سر و دستار و مست، شیشه دردی به دست
غلغل مینا شکست، بلبل دستان من

می زده و بی خبر، ساقی و مطرب به بر
شاه جهان در گذر! زین همه عصیان من

بوته هجران چقدر، کج نظر افتاده است
زیره زر می دهد بر رخ کرمان من

گر تو بگویی که نیست صورت حیران مرا
در حرم روی کیست آینه گردان من

بر در سلطان طوس، آمده ام پایبوس
حضرت شمس الشموس، شاه خراسان من

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٦
تگ ها :

علیرضا قزوه

نذر امام رضا (ع) 

سلام بر تو اماما، تو را سلام، امام!

شکسته ایم ز داغی بزرگ امام، امام!

غریب را ننوازد مگر امام غریب

غریب آمده ام پیش تو سلام ، امام!

غلام حلقه به گوش تو ماه و خورشیدند

متاب روی از این کمترین غلام ، امام!

قصیده دارم و چشم انتظار اذن توام

اجازتی که بخوانم تو را به نام ، امام!

بجز مقام "رضا" از رضا طلب نکنم

فقیر حالم و مستغنی از مقام، امام!

مرا دلی ست که پیدا نمی کنم آن را

دلی که گم شده در موج ازدحام، امام!

غم غریبی و اندوه کودکان، تب مرگ

گلایه از که کنم؟ شکوه از کدام؟ امام!

اگر چه شب شب شادی ست، دل عزادار است

بگو که خنده حلال است یا حرام؟ امام!

تویی که زهر جفا خورده ای ببین ما را

زمانه زهر جفا می کند به جام، امام!

تویی جواز نماز دل شکستۀ من

تویی رکوع و تویی سجده و قیام، امام!

تویی که واسطه العقد آل یاسینی

تویی حلاوت ذکر علی الدوام، امام!

تو شرط عشقی و بر کوه های نیشابور

خدا نوشته به فیروزه این پیام، امام!

در این مصیبت عظمی چه جای مولودی

شکست پشت من و قامت کلام، امام!

شکسته پشت مدینه ،شکسته پشت بقیع

شکسته است دل مسجدالحرام ،امام!

در این سپیده که میلاد آفتابی توست

بخوان شکسته دلان را به بارعام، امام!

به حاجیان بگو از راه کعبه برگردند

به خاکبوسی این خیمه و خیام ،امام!

گرسنه اند یتیمان، مگر ز سفرۀ تو

تبرّکی ببرم پاره ای طعام، امام!

کبوتران پریشان چه می کنند آن جا؟

پریده اند به روی کدام بام؟ امام!

گذشت هفته ای از غم، امام هشتم عشق

تمام کن غم و اندوه را ، تمام، امام!

به خانه های شکسته بگو که برخیزند

به احترام تو، آری، به احترام امام

نشد درست بگویم تمامت غم را

نشد تمام شود شعر ناتمام ، امام!

هماره پرتو ماه تو باد بر سرمان

هماره سایۀ مهر تو مستدام، امام!

وداع با تو سلامی دوباره است ، سلام!

سلام بر تو اماما، تو را سلام، امام!

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٦
تگ ها :