رايحه وصال

وابسته به کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز

چشم آهو

۱)

دو تا، دوباره دو تا خط ؛ دو تا كه مي آيند

دو تا مسافر كرب و بلا كه مي آيند

دو تا كه دورتر از دور لانه ساخته اند

براي ديدنت اي آشنا كه مي آيند

براي دانه براي تنفس  خورشيد

به شوق توست، به صحن و سرا كه مي آيند

هميشه از پس آن گنبد طلايي رنگ

اسير چشم سياهت رها كه مي آيند

بمان كه نذر كنم پيش چشمت آهو را

غريب مثل خودت، بي صدا؛ كه مي آيند

مرا هميشه كبوتر ببين كبوتر جلد

يكي از آنهمه خط آن دو تا كه مي آيند

***

۲)مرا ببند مگر تو دعا نكردي كه . . .

به چشم هات مرا مبتلا نكردي كه . . .

تو مهربانتر از آني كه التماس كنم

كدام حاجتمان را دوا نكردي كه ؟! . . .

اگر چه سبز در اين سرزمين دخت كم است . . .

نگو براي من آتش به پا نكردي كه . . .

حريم توست اگر امن ماندن است اين واد

كدام معجره را با عصا نكردي كه ؟! . . .

چقدر خسته ام آهو شدن چقدر كم است

اسير چشم سياهت مرا نكردي كه

مرا اسير چه كردي به بند راضي كن

مرا ببند مگر تو دعا نكردي كه ؟

*سميه ترابي

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٥
تگ ها :

عطر حرم

گم کرده ام در ازدحام شهر سويت را
سمت بهشت سرزمين آرزويت را

ابري ترين جغرافياي خواهشم برخيز
ببا من ببار آبي ترين بغض گلويت را

خورشيد يخ بسته است در من سال هاي سال
آري بتاب اي آفتاب حسن رويت را

بگذار تا گلدسته هايت پر بگيرد باز
اين خاطر دلتنگ ، اين در جستجويت را

من عاشقم ، سلولهايم خوب مي فهمند
مثل کبوترهاي عاشق چار سويت را

عطر حرم از هر طرف مي بارد اما عشق
اين کودک آواره گم کرده است کويت را

آيا کدامين جاده با من مي رسد تا تو
عمريست سيبي سرخ گم کرده ست جويت را

اي آبروي گريه ها ، دستم يه دامانت
اين بار هم مهمان کن اين بي آبرويت را

نهر و هلال ماه و مه کم رنگ ، ... گم کردم
سمت بهشت سرزمين آرزويت را ....
*فاطمه طارمي
  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸٥
تگ ها :

عصای سپيد

یک سایه ، یک سکوت ، نه بغضی که بی صدا
پاشیده روی صحن گلاب و گل و خدا
غمگین ترین پرنده ی عصر دوشنبه ـ زن
تصویر پس زمینه ی خاموش روشنا
آه این عصای دائمی تا شو ی سپید
این عینک کبود تو را می برد کجا ؟
این چندمین دوشنبه ی سرد است آمده است
پاهای بی قرار تو با دست این عصا ؟ ـ
در پشت خواب پنجره ی رو به آفتاب
بسته است چون دخیل به این میله ها تو را
دستش نمی رسد به ضریح وَ کبوتری
پر می کشد درست همان لحظه ی دعا ـ
از بین دست های غریبی که می شوند
شانه به شانه از دل گلدسته ها رها
گلدسته ها به شانه او بال می شوند
دستان او کشیده شده تا خود خدا ...
" چشمان من برای تو " آقای هشتمم
من را به من نشان بده آقا ببین مرا
دارد به برگ برگ تنم رخنه می کند
این ریشه ی سیاه که در من گرفته پا
این چشم های سبز به درد چه می خورند
این بار اگربهار نگیرند از شما؟
صبح سه شنبه نم نم باران گرفته است
پیچیده است عطر خداوند در هوا
با سیل رفته است زن و عینکی سیاه
مانده است توی صحن به همراه یک عصا
*مرضیه داوری از کاشمر

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸٥
تگ ها :

نذر امام رضا (ع)

حواس شاعري ام زوم مي کند به شما
نه اينکه فکر کنم مي کشاني ام آنجا
که پر شده ست هوا از سوالهاي سپيد
نگاه نقره اي و گنبدي به رنگ طلا
شبيـه پر زدن يک پـرنـده از سيمـي
به سمت نور و صدا و درخت هاي رها
نگـاه مي شـوم و پابـه پاي کاشـي ها
عبـور مي کنـم از ايستگاه هاي شفا
چقدر زائـر شفـاف در شـما هستند
چقدر صورت شطرنجي آمده ست اينجا
عباي لطف شما روي دوش اين مردم
چنان رها شده که فکر مي کنم آيا –
شما صبور و بزرگي،يا کمي خوش بين
که لطف هاي مساوي مي آوريد آقا
مـگر اجـازه نـدارم مريدتـان باشـم
مريد آهوي چشم زلالتان ، کاما ،
غريبي دلتـان ، دسـت دستـگيرييتان
به پاي بوس تو هستم هميشه تا حالا
*فاطمه قائدي

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ مهر ۱۳۸٥
تگ ها :

رباعی ويژه پيامبر (ص)

آواره شامیم سهیلی بفرست
سلمانی بوذری کمیلی بفرست
آتشکده ها دوباره روشن شده اند
باران کاری نکرد سیلی بفرست

*امید مهدی نژاد

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ مهر ۱۳۸٥
تگ ها :

رباعي ويژه رسول اکرم (س)۲

از جنس فرشته های پاک آمده است
دریاست دلی که سینه چاک آمده است
لو لاک لما خلقت الافلاک بگو
خورشید به مهمانی خاک آمده است

{هوشنگ ديناروند

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ٩:٥۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٦ مهر ۱۳۸٥
تگ ها :

رباعی ويژه رسول اکرم (س) ۱

تا ماه تمام او نمایان می شد؛
تا کوچه و سایه نور باران می شد؛
از شرم حقارتش، به همراهی باد
خورشید به پشت ابر پنهان می شد
*حمزه زارعی

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٤ مهر ۱۳۸٥
تگ ها :

شعری برای ماه رمضان

جویند همه هلال و من ابرویت

گیرند همه روزه و من گیسویت

از جمله این ۱۲ ماه تمام

یک ماه مبارک است آن هم رویت!

حلول ماه مبارک رمضان بر همه شما مبارک.

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ٧:٤۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ مهر ۱۳۸٥
تگ ها :

شعر دفاع مقدس۴

برخیز دوباره هفته جنگ شده ست

نقاشی خاطرات خونرنگ شد هست

امروز دوباره می گدازد این دل

این دل که برای شهدا تنگ شده ست

*سعیدی راد

  

نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۸:۳۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ مهر ۱۳۸٥
تگ ها :