رايحه وصال

وابسته به کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز

دعا کنيد!

سلام

مسئول اين وبلاگ بيمار و در يکی از بيمارستانهای شيراز بستری است

و به شدت به دعای خير شما نياز مند است.

امن يجيب المضطره...

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ خرداد ۱۳۸٤
تگ ها :

 

درد و غزل

درد و غزل تا به هم آميخته

هر چه پرو بال مرا ريخته

برق دو چشمان تو چون صاعقه

در دل من، شعله برانگيخته

لشکر مژگان تو ديريست آه

بر سر ذلفت دلم آويخته

روز ازل محرم اسرار من

عشق تو را با گِل من بيخته

درد من و شور غزلبار تو

با تو شوم عاشق فرهيخته

شعر از : پريوش عصفوری

 

 

‘ می آيد

پاورچين، پاورچين

روی

سطر، سطرِ

قلبم

و خط، خطی

می کند

تمام مشقِ عشقم را

شعر از: سيمين آقابابايی

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٤
تگ ها :

 

 

آغاز  

و تو 

آنقدر دور مي شوي

كه در امتداد نگاهم به شكل يك نقطه در مي آيي . . .

حالا من و ساعت كنار طاقچه منتظرت هستيم ؛

 تو مي آيي  . . .

و ما از لحظه ها و از عشق مي گوئيم و مي خوانيم

و دوباره ،

آغاز مي شويم . . .

نغمه زارع زاده

 

اما و اگر 

پرشعرم ولي از حس خطر مي ترسم

تب عشق است كه از چشم سحر مي ترسم

 

گرچه آرامتر از هرچه سكوتم اما !!!

آخر راه از آغاز سفر مي ترسم

 

مثل تو ساده و غم ديده و بي بال و پرم

گرچه بي بال و پر از سايه ي پر مي ترسم

 

قامت عشق گمانم به تو رفته است ، ولي

آي من عاشقم از عشق دگر مي ترسم

 

آفتابي نكني چشم خودت را دريا

من كه سرشارتر از موج خطر مي ترسم

 

گوش كن ساده بگويم ، تو نيايي بهتر

من از اين مردم و اما و اگر مي ترسم

شهدخت زارع گلستاني 

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ خرداد ۱۳۸٤
تگ ها :