رايحه وصال

وابسته به کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز

مشخصه های غزل نو ۷

ب) ايهام  و ايهام تناسب:

شمشيرها سر خورده اند اينجا /مختار مردان مرده اند اينجا

در ما حسين عشق را کشتند/ کس نيست برخيزد به خونخواهی (قزوه- شبلی و آتش)

"سرخورده" در اصطلاح به معنی دلزده و مايوس است و هم "شمشير سر خورده" شمشيری که لبه آن ريخته و کنده شده است.

آذرخش خشم اينان آتش قهر خداست

بيشه زار بت پرستی را به آتش می کشند(ساعد باقری-نجوای جنون)

آذر در اين بيت به معنی آتش است همچنين نام عموی حضرت ابراهيم آزر است که با بت پرستی ايهام تناسب دارد.

پ) هم آوايی:

دلم شکسته تر از شيشه های شهر شماست

شکسته باد کسی کاين چنينمان ميخواست(سهيل محمودی-فصلی از عاشقانه ها)

در اين جا هم آوايی حرف "ش" حسی خاص را منتقل ميکند.

                                                                          ادامه دارد...

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸۳
تگ ها :

ای کاش....

ای کاش می تونستيم چشم هامون رو باز كنيم

عينك هامون رو برداريم

و به دنيا يه جور ديگه نگاه كنيم

 

اي كاش ...

رنگ عشق رو مي ديديم

 

اي كاش ...

گوش هامون باز بود

و بيهوده گويی ها اونا رو سنگين نكرده بود

و "صداي سخن عشق"  چقدر زيبا گوش ها را نوازش می دهد.

 

اي كاش ...

زبونمون جز حرف عشق نمی گفت

و چاهی هم اگر می بود

كلامي جز عشق از ما نمي شنيد!

 

اي كاش ...

ياس ها در فراق معشوق پژمرده نمي شدند

و ما بوي خوش اونو حس می کرديم!

 

اي كاش ...

دلمون كمي به حال خودمون ميسوخت

و اکسير عشق

كمي از زنگار روزمرگی رو بر مي داشت

ای کاش

درد عشق در وجودمون مي پيچيد

 

اي كاش ...

وقتي روايت عشق بر پا مي شه

اونقدر عاشق باشيم

تا فرياد بزنيم 

عشق بهتر است!  

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ مهر ۱۳۸۳
تگ ها :

 

« السلام عليك يا ابا صالح المهدي »

 

تو بهانه قشنگي كه هميشه با تو باشم

به هواي ديدن تو ، پر شعر تازه باشم

همه شب به خاطر تو ، لب پنجره نشستم

كه تو را ببينم اما ، ز فراق تو شكستم

شب و روز من تو بودي اي گل هميشه بهارم

دلم از تو جان گرفته ، به خدا در انتظارم

همه زندگي برايت ، غزل و ترانه گفتم

ز خيال سبز رنگت ، به خدا شبي نخفتم

همه باده هاي دل را ، پر عطر ياس كردم

كه تو از سفر بيايي به تو التماس كردم

نظري به اين گدا كن ، كه به غصه ات دچار است

گل نرگسم كجايي كه نسيم بي قرار است ؟

 

 

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ مهر ۱۳۸۳
تگ ها :

يه سالگی رايحه

دوستان سلام

۱۴ مهر

وبلاگ رايحه وصال هم يه ساله شد.

نميدونم تو اين يه سال چقد تونستیم وقت عزيزتون رو بگيرم. وقتی که ميتونست صرف خوندن مطالب بهتری بشه.

نميدونم مطالب رايحه وصال چقد تونسته براتون مفيد باشه؟

نميدونم مطالب آموزشی شعر براتون فايده داشته؟

راستی شما جای من بوديد چه مطالبی رو ميزيد؟

به همه بر و بچه هايی که تو اين يه سال از راهنمايی ها و مطالبشون استفاده کردم يه سالگی اين وبلاگ رو تبريک ميگم!

از همه دوستانی که با پيغامهای محبت آميزشون مشوق ما بودن صميمانه تشکر ميکنم.

بازم منتظر صفای قدم همه تون هستیم.

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۳
تگ ها :

سلام آقا . . .

 

سلام ... ميلاد گل نرگس، يوسف زهرا رو به همه شما تبريک ميگم خواستم به اين مناسب براتون يک شعر بگم ولی يک متن زيبا توی نشريه الکترونيک موازی ديدم حيفم اومد شما هم اونو نخونيد.

گمانم دل خدا هم گرفته اينروزها
روي باريدن اما ندارد آسمان
_ فصلش نيست آخر!_
برخيزيد سر به بيابان گذاريم از اين ...
                            اينبار براي خاطر دل خدا 
                                                   نماز باران بخوانيم.
من
آقايي را ميشناسم که هنوز عاشق است.
به او اقتدا ميکنيم.
                       شايد فرجي بشود.
                       بايد فرجي بشود.

 
سلام آقا.خسته نباشيد.چه ميکنيد با زحمات ما؟ نميدانم چه شد که آمدم درد دل کنم با شما حضرت مهربان(ع)
دلم پر است و تنگ برايتان...
ميخواهم بگويم آقا باور کنيد دوست نداريم آزارتان بدهيم.دوست نداريم دلتان را خون کنيم. که زمين و زمان از غصهء شما...
حرف بزنم؟
آهاي حجت خدا که زمين هيچ گاه از حضور تو و خانواده ات خالي نبوده.ما بچه هاي بدي نيستيم.تقصير ما نبود که زود دستمان از دست پدر . مادر  جدا شد.ما کودکيم و خسته.آنقدر که تاب گله و شکايت نيست ديگر.ميخواهيم بنشينيم روبروي شما.دستهايمان را زير چانه بگذاريم و بشنويم...از شما..تکليفمان چيست؟...چرا دستمان رها شده؟
اصلا رها شده ؟ اشتباه کيست که دوريم از شما؟ اصلا دوريم از شما؟
آهاي آقاي موعود نميدانم چند شنبه ها.هر روز که ندبه نميشود.اين هال و روز ما را ميگويند چاره تويي.
ظرف طاقتمان لبريز شده . ميخواهيم پاک بمانيم.مهرباني کنيم.عشق بورزيم.دوست بداريم.جاري باشيم.
اگر وقتش نشده..که بيايي ..نشانه ايي بده.
زبان اشاره واستعاره را فراموش کرده اييم از بس که کنايه ....
گوش دلمان که صداي آسمان را ميشنيد...سنگين شده.
تا هنوز با اين قافله بدي ها همسفر نشده اييم.
نشانه ايي بده.
لبخندي بزن.
دست نوازشي بکش.
رحيل ميزنند آقا
کجاييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي؟

 

yaass_a110

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٩ مهر ۱۳۸۳
تگ ها :