رايحه وصال

وابسته به کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز

 

مشخصه های غزل (۶)

۲- وحدت موضوع : شاعر در محور عمودی شعر نيز وحدت موضوع را حفظ می کند به ابياتی از غزل زير از سيمين بهبهانی توجه کنيد :

 

بنويس، بنويس، بنويس استوره پايداری

تاريخ ای فصل روشن، زين روزگاران تاری

بنويس ايثار جان بود غوغای پير و جوان بود

فرزند و زن خانمان بود از بيش و کم هر چه داری

بنويس پرتاب سنگی حتی ز طفلی به بازی        

بنويس زخم کلنگی حتی ز پيری به ياری

نستوه، نستوه، مردا اين شير دل اين تکاور

بشکوه، بشکوه، مرگا اين از وطن پاسداری . . .

در اين نوع غزل کمتر صنايع شعری ديده می شود

 

غزل معتدل: اين نوع غزل علاوه بر طراوت و تازگی مضامين مشخصه ديگری دارد و آن اينست که غزل سرايان اين جريان بی توجه به فرهنگ شعری ما نبوده اند.

در اين نوع غزل اشارات تاريخی و استوره ای همچنين صنايع شعری از قبيل مراعات نظير ايهام و هم آوايی و . . . ديده می شوده که برای هر کدام مثالهايی می آوريم :

الف : مراعات نظير

هلا اي لاله های آشنا بی پرده می گويم

شما را داغ غربت کشت و ما را داغداری ها

(عليرضا قزوه – از نخلستان تا خيابان)

بين کلمات لاله، داغ و داغداری نظير وجود دارد.

 

مهر پايان مرداب در دست

حکم آغاز هر طوفان در انگشت

در اين بيت نيز بين کلمات مهر و حکم و همچنين دست و انگشت مراعات نظير وجود دارد.

 

 

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ شهریور ۱۳۸۳
تگ ها :

 

مشخصه های يک غزل (5)

 

۷- غزل امروز : پس از پيروزی انقلاب اسلامی شاعران به قالبهای سنتی بويژه غزل روی آوردند. غزل سرايان اين دوره ، غزل امروزی را روز به روز غنی تر کردند و در زمينه قالب و محتوا دست به تجربه های جديدی زدند يا تجربه های قبلی را بارورتر کردند.

غزل امروز را می توان به دو جريان غزل نو و غزل نو معتدل تقسيم کرد:

غزل نو : اين جريان که پيش از انقلاب بوسيله شاعرانی چون حسين منزوی ، سيمين بهبهانی، محمد علی بهمنی و . . . آغاز شد ويژگی هايی دارد که به آنها پرداخته می شود.

 

ويژگی های غزل نو:

۱- طراوت و تازگی مضامين و واژگان : واژگان غزل نو بيشتر برگرفته از زبان متداول امروز است واژه های شکسته يا مخفف کمتر در آن ديده می شود. برای مثال واژه های "ز به جای از"و "زان بجای از آن" و  . . . بصورت سالم بکار می روند. بعنوان نمونه اين ابيات از سهيل محمودی آورده می شود :

 

عبور می کنم من از فراز کهکشانها

ستاره ها به زير پای من در آسمانها

خدای من چقدر از اين فراز با شکوه است

فرود دسته کبوتران به آشيانها

من و تو از حضور لحظه های گرم تب دار

پنهاه می بريم زير چتر سايه بانها 

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۳
تگ ها :

 

مشخصه های يک غزل (۴)

 

۶- غزل اجتماعی : بعد از شکل گيری انقلاب مشروطه شعر بيش از پيش به عرصه اجتماع گام نهاد و شاعران مسائل و معضلات سياسی – اجتماعی را به زبان شعر به گوش مردم رساندند. بنابراين نقطه عطف شعر اجتماعی (که غزل را نيز شامل می شود) دوره مشروطه است. البته غزل اجتماعی را در آثار حافظ، سعدی و . . . می توان يافت. از جمله حافظ :

 

ياری اندر کس نمی بينم ياران را چه شد؟

دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد؟

 

در دوره انقلاب اسلامی نيز غزل اجتماعی رشد و شکوفائی چشمگيری داشته است و غزل هائی که به هشت سال دفاع مقدس ، امام (ره) و . . . پرداخته اند از اين نوع هستند.

نمونه ای از غزل اجتماعی از عارف قزوينی (دوره مشروطه) را می خوانيد:

 

ناله مرغ اسير اين همه بهر وطن است

مسلک مرغ گرفتار قفس همچو من است

همت از باد سحر می طلبم گر ببرد

خبر از من به رفيقی که به طرف چمن است

فکری، ای هموطنان در ره آزادی خويش

بنمائيد که هر کس نکند مثل من است

خانه ای کو شود از دست عجانب آباد

ز اشک ويران کنش آن خانه که بيت الحزن است

جامه ای کو نشود غرق خون بهر وطن

بدر آن جامه که ننگ تن و کم از وطن است

آنکس را که در اين ملک، سليمان کرديم

ملت امروز يقين کرد که او اهريمن است

همه اشراف به وصلت خوش همچو خسرو

رنجبر در غم هجران تو چون کوهکن است    

 

ادامه دارد . . .

 

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۳
تگ ها :

 

ميلاد مولود کعبه حضرت اميرالمومنين علی (ع) مبارک باد!

 

راستی!

 اعتکاف يادتوم نره!

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ شهریور ۱۳۸۳
تگ ها :

 

مشخصه های يک غزل (3)

۵- غزل مضمونی:

 شاعران اين سبک می کوشيدند که در هر بيت و گاهی در هر مصرع مضمونی نو و ظريف را عرضه کنند. پيروان سبک غزل هندی از اين دسته اند. چنين شگردی را در شعر شاعرانی چون خاقانی و حافظ نيز می توان يافت و کسانی چون صائب، تبريزی کليم کاشانی و بيدل دهلوی آن را به کمال رساندند.

نمونه ای از غزل مضمونی از ديوان صائب تبريزی :

 

ز آه سرد پروا نيست عشاق بلا کش را

کند بر دود، صبر آن کس که می افروزد آتش را

 

فلک با مردمی ممتاز خصمی بيشتر دارد

کمان اول کند آواره روی تير سرکش را

 

به فرياد سپند ما در اين محفل که پردازد

که اخگر در گريبان است از روی تو آتش را

 

اگر روشن دلی راه صفا پيش آر با گردون

که چون شبنم سفر آسان بود جانهای بی غش را

 

دوام عشق می خواهی نکن با وصل آميزش

که آب زندگی هم می کند خاموش آتش را

 

به نور دل توان از ظلمت هستی برون آمد

علاجی نيست جز بيداری اين خواب مشوش را

 

از آن با وسعت مشرب ز مذهب ساختم صائب

که يک آهوی وحشی نيست اين صحرای دلکش را

 

 

رايحه وصال آمادگی دارد تا اشعار شما را نقد کند و به

سئوالات ادبی شما پاسخ بدهد. علاقه مندان می توانند

 با yaass_a110@yahoo.com  مکاتبه نمايند.

 

 

ادامه دارد . . .

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ٩:٢٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ شهریور ۱۳۸۳
تگ ها :