رايحه وصال

وابسته به کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز

 

 

مشخصه های يک غزل (۲)

 

۲- غزل عارفانه : هر چند غزل جايگاه طرح انديشه نيست اما سايه های تفکر شاعر را بر سر خود دارد. غزل عارفانه نيز حکايت عشق و سوز و گداز است اما در اينجا معشوق زمينی نيست. هر چند در مواردی نيز شاعر هر دو جنبه عشق زمینی و آسمانی را در نظر دارد. می، زلف، خال، ساقی، ميخانه و . . . . از واژگان نمادينی هستند که در غزل عارفانه بکار رفته اند.

 

۳- غزل قلندرانه : اين قبيل غزل در وصف باده نوشی و تعريض و کنايه به زهاد دروغين و گاهی صوفيه است. این جريان پا به پای شعر عرفانی باليده و در ديوان حافظ به اوج خود رسيده است:

 

بيا که رونق اين کارخانه کم نشود

به زهد همچو توئی يا به فسق همچو منی

 

۴-  غزل تعليمی : گاه شاعر برای بيان پند يا آموزش نکته ای از قالب غزل استفاده می کند. گر چه قالبهای مثنوی و قطعه برای بيان اين منظور مناسبترند. اين نمونه غزل را در آثار سعدی ميتوان يافت:

 

اگر لذت ترک لذت بدانی

دگر شهوت نفس لذت نخوانی

 

ادامه دارد . . . .  

 

 رايحه وصال آمادگی دارد تا اشعار شما را نقد کند و به

سئوالات ادبی شما پاسخ بدهد. علاقه مندان می توانند

 با yaass_a110@yahoo.com  مکاتبه نمايند.

 

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۳۱ امرداد ۱۳۸۳
تگ ها :

 

مشخصه های يک غزل (۱)

 عمده ترين ويژگی های يک عزل خوب عبارت است از :

۱- احساسی و عاطفی بودن: احساس و عاطفه از عناصر لازم يک غزل به حساب می آيند حتی اگر اين غزل اجتماعی نيز باشد .

 ۲-  بيان حالات درونی : غزل برای بيان حالات درونی از قالبهای ديگر توفيق بيشتری داشته است غزل معمولاٌ عرصه سوز و گدازهای عاشقانه است.

 ۳-   دوری از تکلف: غزل محصول جريان زلال و شفاف عواطف درونی و تکلف پاسخ به جريان بيرونی است .

 ۴-  لطافت واژگان : از آنجائی که غزل آئينه احساس شاعر است می بايد واژه های آن نيز از لطافت و از شفافيت ويژه ای برخوردار باشند.

انواع غزل :

     ۱- عاشقانه     ۲- عارفانه      ۳- قلندرانه      ۴- تعليمی      ۵- مضمونی      ۶- اجتماعی

اين تقسيم بندی مطلق نيست و گاه يک غزل جنبه های محتوايی گوناگونی دارد.

 

۱- غزل عاشقانه : غزل عاشقانه به بيان درد عشق و توصيف معشوق زمينی می پردازد. در اين نوع غزل معشوق زمينی قداستی آسمانی دارد و عشقی که به او ابراز می شود فراتر از خواهشهای نفسانی است. نمونه ای از غزل عاشقانه از سعدی :

 

يار گرفته ام بسی چون تو نديده ام کسی  

شمع چنون نيامده است از در هيچ مجلسی

عادت بخت من نبود آن که تو يادم آوری        

نقد چنين کم اوفتد خواصه بدست مفلسی

خادمه سرای را گو در حجره بند کن              

تا بسر حضور ما ره نبرده موسوسی

قصه به هر که می برم فايده ای نمی کند      

مشکل درد عشق را حل نکند مهندسی

صورت از اين لطيف تر، صحبت از اين شريفت تر     

دامن از اين نظيف تر،  وصف تو چون کند کسی؟

اين همه خار می خورد سعدی و بار می برد      

جای دگر نمی رود هر که گرفت مونسی

                                                        ادامه دارد....

 yaass_a110

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸۳
تگ ها :

می شنوم يک صبح جمعه . . .

 

توی جلسه شنبه های  کانون معمولا در پايان مراسم شعری بصورت دسته جمعی در يک فضای روحانی خونده ميشه که بی مناسب نديديم اين شعر رو که از سروده های آقای سعيدی راد  است  تقديم شما عزيزان کنيم. 

 راستی تا يادم نرفته همه شما رو دعوت ميکنم تا اگر گذرتون به شيراز افتاد می تونيد شنبه شبها در اين مراسم به يادماندنی شرکت کنيد. باور کنيد خوش ميگذره ....ها 

 

 

رفته ای ولی می بينم رو دلم رد پاهاتو

 

كاشكي‌ بشنوم‌ دوباره‌، از تو كوچه‌ها صداتو

 

 

مي‌دونم‌ سبزه‌ نگاهات‌، مث‌ باغ‌ فين‌ كاشون‌

 

آسمون‌ كاشكي‌ نگيره‌ از دلم‌ باغ‌ نگاتو

 

 

با خطي‌ به‌ رنگ‌ چشمات‌، روي‌ پيشونيم‌ نوشتم‌:

 

هر چی غم داری برا من هر چی شاديه برا تو

 

 

 بي‌تو من ‌غريب‌وخسته‌،بي‌شكيب‌و دلشكسته‌

 

روي‌ دوش‌ خود مي‌گيرم‌ كوله‌بار مشكلاتو

 

 

رفته‌اي‌ ولي‌ مي‌دونم‌ كه‌ يه‌ روز، يه‌ شاعر خوب‌

 

توي‌ شعراش‌ مي‌نويسه‌، تب‌ سرخ‌ ماجراتو

 

 

اي‌ خداي‌ آسمون‌ها،تو كه‌ حالمو مي‌دوني‌

 

برسون‌ به‌ داد اين‌ دل‌، حضرت‌ سبزقباتو

 

 

روزاي‌ آفتابي‌ من‌، بي‌ تو پرپر شده‌، اما

 

مي‌شنوم‌ يه‌ صبح‌ جمعه‌، از تو كوچه‌ها صداتو

 

  

 

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸۳
تگ ها :

تقديم به بانوی هميشه آئينه-حضرت زهرا(س)

 

 شروع

 

هر جا كه شب تمام شود . . . ابتداي توست

 

خورشيد سهم كوچكي از روشناي توست

 

 

گفتي : تمام هستي ام ، از عشق شهپري است 

 

اين بال هم به وسعت پروازهاي توست

 

 

بانو غزل ! به خاطر اين دل نمي ببار

 

بارارن ، حضور ممتد و بي انتهاي توست

 

 

بانو غزل ! تمام خودم را شكسته ام

 

راهي كه من گزيده امش . . . جاي پاي توست

 

 

از پا نشستن است نصيب صبوري ام

 

مي دانم ايستاده شكستن براي توست

 

 

هرگز نفس به گرد حضورت نمي رسد

 

اين هيمنه ، حضور رفيع و رهاي توست

 

شب ،

 

   شعله ،

 

      شوق ،

 

          عشق ،

 

               شهامت

 

                   و . . . نقطه چين

 

                    اين ها همه شروعِ منِ مبتلايِ توست

 

 

 

فرحناز کامران محمدی 

 

 

yaass_110

 

 

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ٩:٢۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸۳
تگ ها :

 

سلام دوستان

 

برای ديدن مطالب و عکسها بر روی لينکهای زير کليک فرمائيد.

 

گزارشی از شب شعر

 

اين هم از عکسهای شب شعر

((قصيده ناتمام))

 

برای ديدن عکسها کليک کنيد

 

گروه تواشی وصال  

          حجة الاسلام سيد محمد انجوی نژاد       

آقای عبدالرحيم سعيدی راد (سمت راست)

آقای انجوی نژاد- آقای دکتر قاضی پور - ميهمان مراسم از شهر قم  

 

    متن مقاله سيد محمد انجوی نژاد در شب شعر فاطمی

 

  
نویسنده : رهپويان وصال yaass_a110 ; ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸۳
تگ ها :